زبان مردم سمنان

زبان رسمی مردم سمنان مانند همه ایرانیان فارسی دری (پهلوی) است اما به لحاظ گستردگی و عوامل جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، از تعدد و تنوع گویش‌ها و لهجه‌های خاصی برخوردار شده‌است. این تنوع تا حدی گسترده است که محققان سمنان را جزیره لهجه‌ها می‌دانند به این دلیل که در این منطقه تنوع گویشی خاصی وجود دارد تا جایی که در برخی محله‌ها نیز در نوع گویش تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود.

در سایت آگهی و خرید و فروش دزار سمنان به معرفی شهر سمنان نیز پرداخته ایم؛ پیشنهاد می کنیم آشنایی با زادگاه فتحعلی شاه قاجار را از دست ندهید!

گویش سمنانی

گویش سِمنانی (به سمنانی: سِمَنی زِفون)، یکی از گویش های ایرانی است. گویش سمنانی از شاخهٔ گویش های ایرانی شمال غربی است و در عین حال زبان انتقالی میان زبان‌های ایران مرکزی و زبان گیلکی به شمار می‌آید. ناصر خسرو می‌گوید که سمنانی‌ها فارسی را با «لهجه دیلمی» تلفظ می‌کنند به اعتقاد گیتی شکری و بهروز محمودی‌بختیاری، زبان سمنانی با زبان تاتی و زبان تالشی پیوند دارد

این زبان با برخی واژه‌های متداول در خانواده زبان‌های ایرانی، خود زبانی مستقل و کم وبیش خودکفا می‌باشد. در گروه‌بندی زبان‌های ایرانی نو، زبان سمنانی متعلق به گروه زبان‌های مرکزی ایران است. این زبان دارای لهجه‌های گوناگونی است که هیچ‌کدام کار یک لهجه را یکسره تمام نکرده‌اند.

کریستن سن که در حدود سال ۱۹۱۴ دربارهٔ این زبان پژوهش نموده، می‌گوید:

زبان سمنانی به قدری با سایر لهجه‌های ایرانی نظیر مازندرانی و گیلکی و غیره اختلاف دارد که خود ایرانی‌ها می‌گویند، بدون اینکه این زبان‌ها را فرا گرفته باشیم، درک می‌کنیم ولی زمانیکه دو سمنانی با هم صحبت می‌کنند، هرگز زبان آنها را نمی‌فهمیم.

سمنانی زبانی انعطاف‌ناپذیر است. واژه‌های بیگانه را به سختی می‌پذیرد و حتی به نظر می‌رسد که تا حدود یکی دو سال گذشته در مقابل ورود واژه‌های فارسی نیز مقاومت به خرج داده باشد. همچنین خاصیت ترکیب‌پذیری و ساخت واژه‌های جدید در این زبان در مقایسه با فارسی بسیار ضعیف است.

گویش‌های سمنانی در بهمن ۱۳۹۴ از طرف سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، در فهرست میراث معنوی کشور ایران ثبت ملی شد.

دستور زبان سمنانی

برخی از این دستورات بر این پایه‌اند:

دستورات جمع

نام‌هایی که آخر آنها در مفرد حرف «یا» بیاید در جمع تغییری نمی‌کنند: کُنجی (مفرد)-کُنجی (جمع)= کنجد.

نام‌هایی که آخر آنها حرفی صامت بیاید در جمع «یا» به آخر آنها افزوده می‌گردد: غَلیف (مفرد)-غَلیفی (جمع)= کماجدان.

نام‌هایی که آخر آنها مصوت کوتاه است، در جمع مصوت کوتاهشان تبدیل به «اِی» می‌شود: رَجه (مفرد)-رَجِی (جمع)= بندی که بر آن رخت پهن کنند.

نام‌هایی که آخر آنها مصوت بلند باشد نیز در جمع مصوت بلندشان تبدیل به «اِی» می‌شود: اَستا (مفرد)-اَستِی (جمع)= هسته.

دستورات مؤنث و مذکر

سوم شخص مفرد فعل ماضی، مؤنث و مذکر دارد: ژوبِشا (مذکر)-ژین‌بِشیا (مؤنث)= او رفت.

افعالی که آخر آنها در ریشه زمان گذشته حرف صامت «دال» باشد، صرف مذکر و مؤنث آنها یکسان است: ژوهاکرد (مذکر)-ژین‌هاکرد (مؤنث)= خاو کرد.

افعالی که آخر ریشه زمان گذشته آنها حرف صامت «ت» باشد در مؤنث مصوت کوتاه «-َ» به کلمه اضافه می‌شود: ژوبُخُت (مذکر)-ژین‌بُخُتَه (مؤنث)= خوابید.

سوم شخص فعل بودن در مذکر و مؤنث یکسان نیست: ژوگوزَه (مذکر)-ژین‌گوزِه (مؤنث)= او بزرگ است.

صفات با اسامی مذکر و مؤنث، تذکیر و تأنیث پیدا می‌کنند و با اسناد فعل بودن در سوم شخص تذکیر و تأنیث آنها آشکار می‌شود: دِزار اِسبیَه= دیوار (مذکر) سفید است.

عدد «یک» تذکیر و تأنیث دارد. عدد یک مذکر با معدود مفرد مذکر و عدد یک مؤنث با معدود مفرد مؤنث می‌آید: آی وَشکا= یک پسر – اییَه دترَه= یک دختر.

صفت اشاره مفرد برای اشاره نزدیک با نام‌های مذکر و مؤنث مفرد حالت تذکیر و تأنیث پیدا می‌کند: اِن کوتَر= این کبوتر نر – اِنَه کوتَرَه= این کبوتر ماده.

صفت اشاره مفرد برای اشاره به نزدیک با نام‌های جمع مذکر و مؤنث تغییری نمی‌کند و مفرد مذکر آن با این نوع اسمی بکار می‌رود: اِن شیلِّکی تُرشیَن= این زردآلوها ترش هستند.

نام‌هایی که از زبان‌های دیگر وارد می‌شوند، گروهی مذکر و پاره‌ای جزء اسامی مؤنث طبقه‌بندی می‌گردند: ماشین و دیپلم= مذکر – صَندلیَه و کُمُدَه= مؤنث.

معرفی کتاب سمنانی

کتاب فرهنگ وژاگان فارسی به سمنانی :

این کتاب به تالیف ذبیح‌الله وزیری نویسنده و پژوهشگر سمنانی و همزمان با ثبت زبان سمنانی در فهرست میراث معنوی کشور، منتشر شد و شامل گنجینه‌ای از واژه‌ها و اصطلاحات فارسی به زبان سمنانی است که با مقدمه‌ای از دکتر مصطفی جباری، توسط انتشارات آبرخ در دو جلد و ۱۲۰۰ صفحه منتشر شده‌است.

 

کتاب فرهنگ و گویش های کومش :

کتاب از فرهنگ و گویش‌های کومش، مجموعه مقالاتی است که به کوشش اسماعیل همتی و توسط نشر سمنگان به چاپ رسیده است. این کتاب که با همکاری انجمن فرهنگ، زبان و ادبیات کومش و معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان به چاپ رسیده است؛ حاوی مقالاتی به قلم نویسندگانی چون پرویز پژوم شریعتی، حمیدرضا نظری، رحیم معماریان، فاطمه حسنی، علیرضا شاه‌حسینی، عبدالمحمد خالصی، محمدحسن جواهری و دیگران نوشته شده است.
این کتاب در شش فصل تدوین شده است که بدین صورت موضوع‌بندی شده است.

فصل اول: گویش‌شناسی
فصل دوم: پژوهش‌های فرهنگی
فصل سوم: مثل‌ها و کنایه‌ها
فصل چهارم: شعرها
فصل پنجم: ترانه‌ها
فصل ششم: داستان‌ها

این کتاب با ۴۱ مقاله در ۳۰۱ صفحه به چاپ رسیده است.

 

کتاب گنجینه ای از مثل های گویش سمنانی :

این کتاب در دو جلد و به قلم ذبیح‌الله وزیری نوشته شده است. نویسنده تعداد ۵.۲۵۸ مثل سمنانی را در ۱۶۸۰ صفحه گردآوری کرده است.
نظیر این کتاب در ادب فارسی دیده می‌شود اما تا زمان انتشار این کتاب، کمتر مؤلفی به فکر جمع‌آوری گویش‌های محلی افتاده است. در کتاب پس از ذکر مثل، به جهت سهولت مثل را آوانگاری کرده‌اند؛ اگرچه هنوز گویشوران سمنانی و ریش‌سفیدان این عرصه هنوز به نظری جامع درباره رسم‌الخط نرسیده‌اند؛ اما به‌طور کلی این آوانویسی خواندن مثل را آسانتر می‌کند. پس از آوانویسی، معنا و توضیحی به فارسی نوشته شده است.
ذبیح‌الله وزیری از فروردین‌ماه ۱۳۴۲ به کار جمع‌آوری ضرب‌المثل‌های رایج در گویش سمنانی پرداخته بود و در حین این کار با فراهم شدن فرصتی برای مطالعه ضرب‌المثل‌های سایر گویش‌های ایرانی و زبان‌های خارجی به تطبیق آنها پرداخت که حاصل این مطالعات در کتاب گنجینه‌ای از مثل‌های گویش سمنانی نیز دیده می‌شود.
این کتاب در سال ۱۳۹۱ و به همت انتشارات آبرخ و با مقدمه‌ای از دکتر منوچهر ستوده به چاپ رسیده است.

 

«پکه پور» کتاب نثر به گویش سمنانی :

«پکه‌پور» در زبان سمنانی به معنای هله‌هوله است و اولین کتابی نثر به گویش اصیل سمنانی است و خسرو عندلیب سمنانی(گویا) نوشته است. این کتاب مجموعه‌ای از لطیفه‌های شیرین، نکته‌های دلنشین و اشعار فکاهی به گویش سمنانی است. مقدمه‌ی سه صفحه‌ای به قلم نویسنده به گویش سمنانی نوشته شده، بسیار جالب توجه است. پس از پایان هر حکایت، ترجمه آن نیز به فارسی نوشته شده است که می‌تواند برای افرادی که تسلط کافی به زبان سمنانی ندارند. بسیار سودمند باشد.
کتاب «پکه‌پور» در ۱۲۶ صفحه توسط انتشارات آبرخ در سال ۱۳۸۸ و در ۱۱۰۰ نسخه به چاپ رسیده‌است.

بخشی از کتاب:

جوکَه بی‌مَزّا…!
هَما رفیقی ماتَ: اَگه ئی نفری ئی‌یَه جُوکَه تَره بآتِش کُه بی‌مَزّا بیه، تا مِزون بَخَند. مِزُون چِرَه؟
باتَن: نَه… چِرَه؟
باتِش: وآسَه اِنی کُ ممکنَه او فکر هآکَرِه تو جوکَ مُلتَفِت نَبیچِه، دوبارَه تَره بایِه!

لطیفه بی‌مزه
دوستم می‌گفت: اگر کسی یک لطیفه بی‌مزه برایت تعریف کرد، تا می‌توانی بخند. می‌دانی چرا؟
گفتم: نه… چرا؟
گفت: برای اینکه ممکن است او فکر کند که شما لطیفه را درست درک نکرده‌ای و دوباره آن را برایت تعریف کند.

انیمیشن معرفی زبان سمنانی

آرتورکریستن‌سن، اولین محقق خارجی زبان سمنانی

کریستن‌سن سه سفر به ایران داشته و در رابطه با این مسافرت‌ها سه سفرنامه به رشته تحریر درآورده که حاصل علمی این سفر نامه‌ها کتب و آثاری گرانبها در تحقیق لهجه‌ها و فولکلور ایران بود. کریستن‌سن درباره لهجه‌های سمنانی، لاسگردی، سنگسری، شهمیرزادی، فریزندی، یرنی، نطنزی، یزدی، سیوندی، سوئی، اورامانی و پاوه‌ای را تحقیق و مطالعه کرد و متون و گرامر این لهجه‌ها را در طی کتب و مقالات متعدد به چاپ رساند.

شرح مسافرت و پژوهش‌های وی راجع به سمنان و نواحی اطراف در کتاب فراسوی دریای خزر نوشته شده است.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *